تبليغاتX
 امواج بی صدا

 

هرشب به امید دیدار تو چشمامو بهم می زارم

 

میدونم یک روز برمی گردی

 

یقین دارم میای وقتی که همه بر سر قبر من جمع شدن

 

 

 

چه دلتنگم برای تو..برای چشم غمگینت..برای بیقراریهات..حسادت های شیرینت..بگو یادت

 نرفته منو یادت نرفته..یادته؟

 

 ...یادته چه حالی داشتم..یادته ..لحظه ی دیدنت..آروم نداشتم یادته؟

 

چه روزا و چه شبهایی که با یاد تو سر میکنم..تو هستی همه هستیم..

 

بگو بگو که هنوز یادته...

 

یادته روزای عاشقی یادته؟؟؟؟؟؟؟

 

یادته اون روزا ... بگو که خوابت نرفته...

 

تو شبهاتو بی من سر میکنی ..و من بی تو..!

 

هنوز یادت نرفته ...منو یادت نرفته ..میدونم..

 

 

 


 

نوشته شده توسط ليندا در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 ساعت 10:54 موضوع | لینک ثابت


 

اه چه بگویم ماندهام حیران

 

 

خسته شدم زاین یاران

 

 

راهی برایم نمانده جز فرار وهجران

 

 

می خواهم فرار کنم زمردم دنیا

 

 

میخواهم جای روم که نیست اثر زغمها

 

 

 

 

 

 

 

حرف دل

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط ليندا در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 ساعت 10:30 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط ليندا در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 ساعت 10:23 موضوع | لینک ثابت


وقتی ادم دلش بگیره

 

 

وقتی احساس تنهایی کنه 

 

 

وقتی که از زندگی ناامید هست

 

 

وقتی کسی دلش بشکنه

 

 

وقتی کسی نداره با اون درد دل کنه

 

 

به من بگید چکار کنه

 

 

شاید بگید صبر کنه

 

 

ولی اون از صبر کردن هم خسته شده

 

 

از همه زندگی نا امید شده

 

 

همه جا را تاریک میبینه

 

 

 

 

 

حرف دل

 

 


 

نوشته شده توسط ليندا در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 ساعت 9:44 موضوع | لینک ثابت


 

میخوام خودمو از زندگی حذف کنم

 

 

 اره اگه کسی احساس کنه که اون زیادی هست

 

 اگه فکر کنه کسی به فکرش نیست

  

اگه فکر کنه به هیچ دردی نخوره

 

 اگه احساس تنهایی ودلتنگی  بکنه 

 

 باید خودشو از قید زندگی حذف کنه

 

 

حرف دل


 

نوشته شده توسط ليندا در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 ساعت 8:41 موضوع | لینک ثابت


 

 

تو تنها امید زندگی کردنم بـودی

 

تو آهنگ شادی برام می سرودی

 

تو تنها دلی که داشتم ربـــــــودی

 

نیمه راه برات داشت چه ســودی؟

شعر از لیندا

 

 


 

نوشته شده توسط ليندا در شنبه سی ام تیر 1386 ساعت 22:28 موضوع | لینک ثابت


تنهایم

من از تو ممنونم داداش گلم

خداحافظ داداش خوبم 

یادت همیشه تو قلبم خواهد ماند


 

نوشته شده توسط ليندا در شنبه سی ام تیر 1386 ساعت 22:16 موضوع | لینک ثابت


 
تو گفته که بودی
 
 
 
 
تمام را ه با تو می مونم
 
 
 
اواز شادی برات می خونم
 
 
گفتی جونت بسته بجونم
 
 
 
تا اخر عمر بهات می مونم
 
 
 
 
باور کن بدون تو من نمی تونم
 
 
 
 
شعر از لیندا
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


 

نوشته شده توسط ليندا در شنبه سی ام تیر 1386 ساعت 22:4 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط ليندا در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 20:45 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط ليندا در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 20:25 موضوع | لینک ثابت


 


 

نوشته شده توسط ليندا در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 13:27 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط ليندا در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 12:41 موضوع | لینک ثابت


 
دل هيچ کي مثل من غم نداره
 

 مثل من غربت و ماتم نداره

 

 حالا که گريه دواي دردمه

                

  چرا چشمم اشکشو کم مياره

 


 

نوشته شده توسط ليندا در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 11:21 موضوع | لینک ثابت


از دریا پرسیدم:که این امواج دیوانه ی

 

 تو از کرانه ها چه میخواهند؟

 

 

چرا اینان پریشان و در به در سر بر

 

 

 

 کرانه های از همه جا بی خبر می

 

 

 زنند؟

 

 

دریا در مفابل سوالم گریست! امواج

 

 

 هم گریستند...

 

 

 

 

آن وقت دریا گفت: که طعمه ی مرگ

 

 

 

 تنها آدمها نیستند امواج هم مانند

 

 

 

 آدمها می میرند و

 

 

 

 

 این امواج زنده هستند که لاشه ی

 

 

 

 امواج مرده را شیون کنان به

 

 

 گورستان سواحل

 

 

 خاموش می سپارند!


 

نوشته شده توسط ليندا در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 11:14 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط ليندا در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 18:27 موضوع | لینک ثابت


 

اولين كسي كه عاشقش ميشي دلت را مي شكنه و ميره...

 

ديگه فكر ميكني حساب كار امده دستت

 

دومين كسي كه عاشقش ميشي مي خواي از تجربه هاي قبلي

 

 استفاده كني كه ديگه اشتباه نكني اما باز اونم دلت رو ميشكنه ميره...

 

ديگه عشق برت مفهومي نداره... ديگه يه ادمي مي شي كه تا بحال

 

 نبودي

اگه يه ادم خوبم بياد كه باهات دوست بشه تلافي مي كني

 

انتقام ميگيري اون ميره پي كارش ميره سراغ يكي ديگه

 

اينجوريه كه دل تمام جهنمي ها مي شكنه...!!

 

 



 

نوشته شده توسط ليندا در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 18:19 موضوع | لینک ثابت


گفتي كه از يادم تو ميري؟ نه عزيزم مگه ميشه؟

بجا چشمام قلبم اما پيش توست تا هميشه

فاصله بين منو تو تا كجا دنباله داره؟

قسمت اين بود كه جدا بمونيم از هم تا هميشه

روز موعود مطمئن باش كه زيادم دور نيست

من كنار تو تو مال من تا هميشه

نمي دونم كه چرا و با كي هستي........؟

نمي خوامم كه بدونم........

با تو من خونه اي ساختم توي قلبم تا هميشه

مگه تو نخواستي بال من و تو بمونه پا برجا

من كه ماندم ولي از تو خبري پيدا نمي شه

يك روزي يك وقت يجايي چشمم ميوفته تو چشمات

اما اين همون خياله كه به من هست تا هميشه

نمي خوام كه نا اميدي بشينه تو قلب خستم

چي ديدي خدارو شايد بشي مال من هميشه


 

نوشته شده توسط ليندا در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 18:9 موضوع | لینک ثابت


به یاد آور لحظه ای را که زیر باران ایستاده ای

 

دستانت را رو به باران نگه دار هر چند قطره ای را

 

که تو توانستی بیگیری تو مرا دوست داری و

 

هرچقدرکه نتوانستی من تو را دوست دارم.

 

 


 

نوشته شده توسط ليندا در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 17:44 موضوع | لینک ثابت


واصه شگستن یه دل فقط یه لحظه وقت

 

می خوای ... اما واصه اینکه از دلش در بیاری

 

شاید هیچ وقت فرست نداشته باشی

 


 

نوشته شده توسط ليندا در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 17:35 موضوع | لینک ثابت


 

 تو که در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشتی

 

      

       الهی تنها کست در تنهاترین تنهاییت تنهای تنهایت گذارد

 


 

نوشته شده توسط ليندا در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 17:30 موضوع | لینک ثابت


عشق با غرور زیباست ولی اگر عشق را به قیمت

 

فروریختن دیوار غرور گدایی کنی... آن وقت است که

 

دیگر عشق نیست....صدقه است


 

نوشته شده توسط ليندا در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 17:21 موضوع | لینک ثابت


 

 

 میدونید  گناه  من  چیه ...؟

 

 

زماني که متولد شدم به من آموختند

 

 

دوست بدار م 

 

 ولی اکنون که ديوانه وارم

 

 

 

دوست دارم می گويند فراموش کن

 

 


 

نوشته شده توسط ليندا در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 16:4 موضوع | لینک ثابت


 

 

همیشه دوست داشتم بلبلی بودم و زیباترین ترانه ها

 

را برایت می سـرودم یا اینکه نویسنده ای بودم و بهترین

 

داستــــــانها را برایت می نوشتم یا اینکه پروانه ای بودم و

 

گرد شمع وجودت می چرخیدم ولی افسوس و صد افسوس

 

نه بلبلی هستم نه پروانه ای نه نویسنده ای بلکه تنها یک

 

وجود ناتوان هستم

 


 

نوشته شده توسط ليندا در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 16:3 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط ليندا در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 16:0 موضوع | لینک ثابت


 

 وقتی در تنهايی خودم قدم می زنم،

 خاطرات با تو بودن

 آرامشم را بر هم می زند.

 چه پريشانی لذت بخشی است ، دلتنگ تو بودن...

 دلم برای شنيدن صدايت تنگ شده.

 برای ديدنت...

 ديشب در خواب منتظر آمدنت بودم ،

اما به خوابم هم نيامدی و درد انتظار را در خواب هم حس كردم ...

 


 

نوشته شده توسط ليندا در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 15:58 موضوع | لینک ثابت


 

زمانی که از مادرم متولد شدم یکی تو گوشم گفت : من تا آخر عمرت باهات پایه ام ... حندیدم گفتم تو کی هستی ؟ گفت :

منم تنهایی


 

نوشته شده توسط ليندا در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 15:57 موضوع | لینک ثابت


 

 

 

نمیگم عاشقـــم باش             نمیگم مــال مــن باش

 

حتی ازت نخواستم             با این و اون تو کم باش

 

نمیگم به تـــو برگردد          نمیگم پس لــــــــــم چی

 

تو این دنیــای نـــــاتو         نمی خواهم  از تو هیچی

 

    زدی بیچی به بازی          چیکــــم در نیــــومد

 

    توی انگشــت دستم         اگه چیزی بود در آمد

 

ولی بازم دمت گــــــرم    اگه دلــــی بود شکوندی

 

نگفتی مــــن بمیـــــرم     نگفتـی ، نـــه نمونــدی

 

اگه حـــرفای ساده ام      واست گـرون تموم شد

 

تو مثل مـن نسـوختی     من عمـــرم حـــروم شد

 

ولی بـــازم حــــــلالی        اگر چه مـن شکستم

 

با این دل شکستـــــم          باز،مـن یکی هستم  

 

 
 


 

نوشته شده توسط ليندا در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 2:22 موضوع | لینک ثابت


چند عکس متحرک

 

 

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ليندا در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 2:19 موضوع | لینک ثابت


 نمی دانم چرا اینگونه است

 

وقتی نگاه عاشق کسی به توست


می بینی اما


دلت بسته به مهر دیگری است


بی اعتنا می گذری


و عاشقانه به کسی می نگری


که دلش پیش تو نیست

 

 


 


 

نوشته شده توسط ليندا در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 1:54 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط ليندا در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 1:50 موضوع | لینک ثابت


مریم جون 

 

دوست دارم

 

*********************************

 

 

لیندا

 


 

نوشته شده توسط ليندا در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 ساعت 10:41 موضوع | لینک ثابت


دوستان من غزل و پریمان

 

 

 

 

 وشیما دوستتون

 

 

 

 

دارم***********لیندا

 

 

 


 

نوشته شده توسط ليندا در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 ساعت 18:40 موضوع | لینک ثابت


به وبلاگ امواج بي صدا خوش امديد .blogfa.com




کداهنگ میخواهی بیاتو